تبليغاتX
فرياد زير آب
 









                                 فرياد زير آب
                                    در دل هاي يك بيكار!
امروز ، از اون روزهایی که هوس فریاد زدن دارم! مات و مبهوت تو کار این مردم، موندم! واقعا دیوانه کننده است! از نمایش کمدی انتصابات، زمان زیادی سپری نشده و مردم ما واقعا حماسه ای دیگر رو خلق کردند! حماسه ای با شکوه در یک نمایش کمدی! درکش سخته؛ ملتی که زمستون رو بی گاز گذروندند، تابستون رو بی آب سر کردند! ملتی گرسنه، ملتی که زیر خط فقر کمرشون شکسته، ملتی که به خط قرمز عادت کردند، ملتی که زن هاشون رو به فحشا کشوندن و مرد هاشون رو پای منقل، آره ملت آزاده ما باز هم ، در صحنه با شکوه هر چه تمام تر حاضر شدند! جا داره این پیروزی رو تبریک بگم! ملت که نه شماره های عزیز که تو هر، مراسمها با جون و دل و با کمترین فکری حاضر میشن، ملتی که نشون دادند بین بد و بدتر، همیشه بدتر رو انتخاب می کنند! ملت غیور ایران! پیروز شدید! واقعا خسته نباشید! ملتی که انرژی هسته ای رو حق مسلمتون می دونید مبارک باشه! البته ، ایراد از ملت ما نیست! از من و افکار پوچ و امیدواری بیش از حد منه! شاید مردم تهران و دو سه شهر دیگه با خلق حماسه مشکل داشتند ولی شهرستانها گل کاشتند! ایراد از خوشخیالی منه ! از زنهایی که اکثرا یاد گرفتند که به جز یه اسباب بازی جنسی چیزی نیستند، این موجودات راحتتر خام میشن حالا که تعدادشون بیشتر از مردها شده پس طبیعتا نقش بیشتری در خلق حماسه داشتند! سه روز پیش شنیدم که تو روستا های محروم گفتند که اگه رای ندید، کافرید، خون شهید ها رو پایمال کردید و ...! ای کاش مردم به فکر دانشجویان زندانی بودند و حداقل دانشجو ها رای نمی دادند! ای کاش معلم هایی که می گن حق اعتراض نداریم، رای نمی دادند! ای کاش کارگرای شرکت واحد به خاطر همدردی با درد و رنجی که اسانلو می کشه رای نمی دادند! ای کاش کارگرا... ای کاش زنها... ای کاش ... حالا هم که رای دادید اصلا مهم نیست! برای پاداش کارتون می تونید بنزین رو لیتری 500 بخرید! می تونید گوشت و مرغ و تخم مرغ رو ....! می تونید قبض آب و برق و گاز و تلفن و انواع عوارض رو با قیمتهای وحشتناکش ، پرداخت کنید! می تونید کمتر بخورید، برای سلامتی تون هم بهتره! می تونید بیشتر از گذشته شاهد متلاشی شدن خانواده ها تون باشید! میتونید به جای دو کار،سه تا کار داشته باشید! می تونید وام بیشتری به دولت سودان بدید! می تونید به لبنانی ها کمک کنید، آخه بیچاره ها بیمارستان و خونه ندارند! می تونید تو ونزوئلا سرمایه گذاری کنید! می تونید تو نیکاراگوئه سد بسازید یا سمند رو به نصف قیمت تو بازار سوریه وارد کنید! می تونید .... .... با تمام این ها وظیفه ام می دونم در راه رسیدن به آزادی، سخت بکوشم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 
امروز ، از اون روزهایی که هوس فریاد زدن دارم! مات و مبهوت تو کار این مردم، موندم! واقعا دیوانه کننده است! از نمایش کمدی انتصابات، زمان زیادی سپری نشده و مردم ما واقعا حماسه ای دیگر رو خلق کردند! حماسه ای با شکوه در یک نمایش کمدی! درکش سخته؛ ملتی که زمستون رو بی گاز گذروندند، تابستون رو بی آب سر کردند! ملتی گرسنه، ملتی که زیر خط فقر کمرشون شکسته، ملتی که به خط قرمز عادت کردند، ملتی که زن هاشون رو به فحشا کشوندن و مرد هاشون رو پای منقل، آره ملت آزاده ما باز هم ، در صحنه با شکوه هر چه تمام تر حاضر شدند! جا داره این پیروزی رو تبریک بگم! ملت که نه شماره های عزیز که تو هر، مراسمها با جون و دل و با کمترین فکری حاضر میشن، ملتی که نشون دادند بین بد و بدتر، همیشه بدتر رو انتخاب می کنند! ملت غیور ایران! پیروز شدید! واقعا خسته نباشید! ملتی که انرژی هسته ای رو حق مسلمتون می دونید مبارک باشه! البته ، ایراد از ملت ما نیست! از من و افکار پوچ و امیدواری بیش از حد منه! شاید مردم تهران و دو سه شهر دیگه با خلق حماسه مشکل داشتند ولی شهرستانها گل کاشتند! ایراد از خوشخیالی منه ! از زنهایی که اکثرا یاد گرفتند که به جز یه اسباب بازی جنسی چیزی نیستند، این موجودات راحتتر خام میشن حالا که تعدادشون بیشتر از مردها شده پس طبیعتا نقش بیشتری در خلق حماسه داشتند! سه روز پیش شنیدم که تو روستا های محروم گفتند که اگه رای ندید، کافرید، خون شهید ها رو پایمال کردید و ...! ای کاش مردم به فکر دانشجویان زندانی بودند و حداقل دانشجو ها رای نمی دادند! ای کاش معلم هایی که می گن حق اعتراض نداریم، رای نمی دادند! ای کاش کارگرای شرکت واحد به خاطر همدردی با درد و رنجی که اسانلو می کشه رای نمی دادند! ای کاش کارگرا... ای کاش زنها... ای کاش ... حالا هم که رای دادید اصلا مهم نیست! برای پاداش کارتون می تونید بنزین رو لیتری 500 بخرید! می تونید گوشت و مرغ و تخم مرغ رو ....! می تونید قبض آب و برق و گاز و تلفن و انواع عوارض رو با قیمتهای وحشتناکش ، پرداخت کنید! می تونید کمتر بخورید، برای سلامتی تون هم بهتره! می تونید بیشتر از گذشته شاهد متلاشی شدن خانواده ها تون باشید! میتونید به جای دو کار،سه تا کار داشته باشید! می تونید وام بیشتری به دولت سودان بدید! می تونید به لبنانی ها کمک کنید، آخه بیچاره ها بیمارستان و خونه ندارند! می تونید تو ونزوئلا سرمایه گذاری کنید! می تونید تو نیکاراگوئه سد بسازید یا سمند رو به نصف قیمت تو بازار سوریه وارد کنید! می تونید .... .... با تمام این ها وظیفه ام می دونم در راه رسیدن به آزادی، سخت بکوشم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 

پیشانی صاف

     نشان بی دردی ایست

                    آنکه آهسته در خیابان قدم برمی دارد

                                خبر هولناک را نشنیده است

 راستی که به دورانی سخت تیره، روزگار می گذارنم

         من

            برتولت برشت

                  از میان جنگل های سیاه می آیم

 

 

این چند روزه حال بدی دارم! نمی دونم چه گناهی مرتکب شدم که وسط این جنگل، به دنیا اومدم! حالا تنها آرزوم این شده که واسه یه لحظه، غار نشینی – مرحله بعدی پیشرفت! انسان – رو تجربه کنم! این جنگل مخوف، به جز تیره بختی، ثمره ای برام نداشته! جنگلی که توش حتی قانون جنگل رعایت نمی شه!!! فکرش رو بکنید؛ سوسک و مگس وخوک و ... – بقیه اسامی رو شما بگید!! - خون شیر و پلنگ هاش رو کردند تو  شیشه!!!

 از اوضاع جنگل که بگذریم،  به تمام شدن مراسم حج می رسیم. من با خود حج کار ندارم، ولی از دست بعضی آدمهایی که میرن حج، خیلی کفری ام! به همین خاطر می خواهم یه خاطره از ثبت نام عمره چند سال پیش بگم! اوائل باورش  سخت بود ولی انکارش نمی شه کرد چونکه با چشمای خودم دیدم! شاید یه روز بتونم هلوکاست رو نفی کنم ولی نمی تونم منکر چشم هام بشم!!

 ساعت شش صبح بود و همه جا  سرما بیداد می کرد. روز قبلش رسانه های دولتی اعلام کرده بودند که ثبت نام عمره از فردا صبح شروع می شه و به هیچ عنوان پیش ثبت نام و رزرواسیون و زیرمیزی و مرگ و درد و .... نداره. صبح زود که اونجا رسیدم متوجه صحنه ای دلنشین شدم!  فکر نمی کنم، قادر باشم عظمت اون منظره - آسمانی – رو تو قالبی از کلمات بی جان و به اون نحوی که شایسته است، بیان کنم ولی مطمئنم، درد و نفرتی که بعد از اون بر من چیره شده بود رو می تونم به همون دهشتناکی که بود بیان کنم! این جا بود که من هم خدا رو دیدم و هم شیطان رو – متاسفانه –

 بریم سر اصل مطلب!!

 با اینکه هوا بارونی و سرد بود، صف طولانی تشکیل شده بود. افرادی که تو این صف بودند، تقریبا روستایی بودند و یا از پایین شهر! زیبایی داستان ما این بود که چندتایی از روستایی ها، تشک انداخته بودند و شب قبلش رو، کنار در دفتر کاروان، خوابیده بودند. تو هوایی سرد که حتی سگ هم دنبال یه سرپناهی می گرده و این قدرت عشق رو تحسین می کردم، واقعا اعتقادات چقدر زیباست و قدرتمند - البته اگه مهار بشه، یعنی لیبرالیسم کامل -  حدود نیم ساعت بعد، اعلام کردند که ثبت نام تکمیل شده! 40 نفر هم، ثبت نام نکرده بودند، ظرفیت کاروان هم چند برابر این تعداد بود، یکی از پیرمرد های روستایی که شب رو هم همونجا گذرونده بود، گریه می کرد و می گفت که من پیرم، تو رو خدا اسم من رو هم بنویسید، شاید تا سال دیگه زنده نباشم! این پول رو با هزار بدبختی، - بعد این همه سال - جور کرده ام!! همون جا با خودم گفتم تو روحتون  ر...  شما که گفتید ثبت نام قبلی نداریم!! بعد یه مدت متوجه شدم که درست حدس زدم،خیلی از این حاج آقاهای پولدار و با نفوذ و ... روزهای قبل با یه تلفن ساده، جا رزرو کرده بودند و از اونجا که پول دارند و هر سال هم با ایل و تبارشون میرن و زور هم که دارند و اونهم بدون تحمل سرما ......................

نمی دونم کار اون پیرمرده به کجا رسید ولی این رو مطمئنم که این حادثه رو با چشای خودم دیدم!! صبح همون روزی که رفته بودم خونه دوستم تا یه کتاب ازش بگیرم! همون دوستی که خونشون کنار اون دفتر شیطانی بود. خلاصه حاج آقاها ! هم اونهایی که با پول حلال میرید و هم اونهایی که با پول حروم، هم اونهایی که از ته دل میرید و هم اونهایی که برای گرفتن لقب حاج آقا!

حجتان مقبول      سعیتان مشکور

  واسه ما هم دعا کنید، خیلی دلم گرفته  J

 

بریم رو موضوع دوم

لینک این خبر رو تویه وبلاگ دیدم

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609230271

عنوان خبر اینه " نفرات ممتاز بسيج دانشجويي بدون كنكور ادامه تحصيل مي‌دهند"

 

حالا یه نفر رو در نظر بگیرید که می خواد تو یه رشته تاپ کنکور ارشد – مبسر!! - بده!! طبیعتا تعداد شرکت کننده ها بالاست ولی پذیرش 15 نفر!!!!! طبیعتا یه سهمیه ای به اسم رزمندگان داریم! 2 نفر!! ایثار گران هم 2 نفر! شهدا هم 2 نفر! بسیجیان هم که امسال زیاد شده 4 نفر!

اون یه نفر بهتر درس رو ول کنه بره بسیج!! 5 نفر فقط از طریق کنکور پذیرفته میشن!! ولی با تموم این حرفا و این کارا نمی تونند دانشگا ها رو آروم کنند! قول شرف می دم!! چونکه حتی درس رو هم بی ارزش کردند! مثلا واسه من حتی مهم نیست! بالاتر بودن مدرک تحصیلی تو ایران یعنی سخت تر پیدا کردن کار! فقط لیسانس!!

 امسال پریزیدنتمون، حاج دکتر محمود احمدی نژاد هم مکه تشریف بردن! با هیئت همراه ! تا اینجاش ربطی به من نداره!!! خودشون اعلام کرده اند که این سفر حداقل  سیصد میلیون واسه ملت همیشه در صحنه آب می خوره!!! سفری شخصی، که سیاسی نیست!! حقوق رئیس جمهور هم تو هشت سالش اونقدر نمی شه ، البته راجع به ارزون بودن گوجه های بقل خونه ی رئیس جمهور – سعد آباد – و صرفه جویی که از این بابت حاصل می شه فکر نکردم ولی تا اینجاش هم بمن چه!!!

یه مسئله ریاضی!!! 60000 ایرانی گرسنه داریم! هر پرس غذا رو هم 5000 تومان بگیرید!!! چقدر پول نیاز داریم؟؟؟ آفرین سیصد میلیون تومان ناقابل!!

سوال دوم: 60 ایرانی آرزوی یه با رفتن مکه رو دارند و هر کدوم 5000000 خرج دارند؟ چقدر می شه!!!

 در باره فرمایشات رئیس جمهوری که گرونی رو انداختند به گردن کاهش ارزش دلار هم این رو باید به ایشون یادآوری کرد که شما بودجه امسال رو با 35 دلار  برای هر بشکه در نظر گرفتید نه 90 دلار! به نظر نمی رسه 15 درصد کاهش دلار - که فکر هم نمی کنم درست باشه - دلیل خوبی باشه!! در ضمن اقتصاد ایالات متحده از زمان بوش رشد خوبی داشته به طوری که اگه رسوایی جنگ نبود، حتما از دوباره جمهوری خواهان رای می آوردند!!!! اگر چه تا حالا تو ایالت آیوا اینطوری شده – البته شنیدم!! مطمئن نیستم!!-

  بیست و چندمین کاغذ پاره حقوق بشر – همون قطحنامه به زبان حکومتی – بر علیه ایران و در مجمع عمومی سازمان ملل به تصویب رسید!!! عالی شد ، یه افتخار دیگه به افتخاراتمون اضافه شد!!!

 دو روز پیش که تو راه بودم، یه دختر کوچولوی – تازه به حرف اومده بود -  خوشگل و ناز و با چشمای آبی خوشرنگ و درشت، اونهم از یه پدر و مادر زشت!!! تو صندلی جلویی من نشسته بودند ، هر بار که منو میدید میگفت  دادا

کلی بهش حسودیم شد! نه به فکر آب ونونه، نه هدفی داره، نه عشقی داره نه می دونه درد چیه!! یه عروسک بی همتا بود، آخرش هم نفهمیدم ژن غالب و مغلوب چه صیغه ای دیگه!!!! از همچین پدر و مادری همچین دختر هلویی!!

کلی بهش فکر کردم؛ در آینده این دختر کوچولوی ناز

دکتر مهندس میشه؟

کلفت میشه؟

به زور شوهرش می دن؟

پشت کنکور می مونه؟

مخ یه پسر پولدار و خوشگل و شاهزاده ی قصه ها رو می زنه و....؟

بازیگر معروفی میشه؟

به زور چادر سرش می کنند و تو خونه حبسش می کنند؟

بزرگ میشه مریض می شه؟

خدای نکرده سرطان نگیره؟

معتاد نشه؟

شاید هم یه ورزشکار توپ شه! از این خانم هایی که با چادر می رن مسابقات تکواندو!!

شاید عاشق بشه و به عشقش نرسه؟

شاید شوهرش فقیر باشه و سختی بکشه؟

شاید دربدر دنبال کار بگرده و اونهم با زیر 50 تومن حقوق ؟

شاید خیلی دلش بگیره و خودکشی کنه؟

شاید به خاطر سلام کردن به دوست پسرش، بهش تجاوز کنند و بعد خودکشیش کنند یا باباش بکشدش؟

شاید بی حجاب بشه؟

شاید شوهرش طلاقش بده؟

شاید به خاطر یه رابطه ای که موهومه و اثبات نشده سنگسارش کنند؟

.

.

.

 

اصولا با این همه بدبختی که روز خوش برای کسی نمی زاره، رو چه عقلی این انسان ها موجودی رو خلق می کنند که تا دوسال عروسک شونه و بعد از اون یواش یواش باید زجر بکشه و از زجر عروسک دیروز، خودشون هم تا مرز جنون پیش برن!!!

 

از بابت اوضاع و احوالم هم، نگران نیستم! چون که یک دو ماه دیگه، باز برمی گردم به وضعیت آرمانی قبل! با اینکه همیشه روحیه شادی داشته ام و دارم، به طوری که همه کس تحسینش می کنند و شاید هم آرزوش رو داشته باشند، باز هم میدونم که احتمالا من هم – مثل شصت میلیون نفر دیگه -  باید بیشتر از این ها زجر بکشم، تحقیر بشم،... با همه ی اینها هر بلایی که سرم بیارن باز هم شاد و آزاد فریاد می کشم

 

سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
سرها در گريبان است
كسي سر بر نيارد كرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد ، نتواند
كه ره تاريك و لغزان است
وگر دست محبت سوي كسي يازي
 به اكراه آورد دست از بغل بيرون
 كه سرما سخت سوزان است
نفس ، كز گرمگاه سينه مي آيد برون ، ابري شود تاريك
 چو ديدار ايستد در پيش چشمانت
نفس كاين است ، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديك ؟
 مسيحاي جوانمرد من ! اي ترساي پير پيرهن چركين
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي ، در بگشاي
منم من ، ميهمان هر شبت ، لولي وش مغموم
منم من ، سنگ تيپاخورده ي رنجور
 منم ، دشنام پس
ت آفرينش ، نغمه ي ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در ، بگشاي ، دلتنگم
حريفا ! ميزبانا ! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي لرزد
 تگرگي نيست ، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
 حسابت را كنار جام بگذارم
چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست

حريفا ! گوش سرما برده است اين ، يادگار سيلي سرد زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان ، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود ، پنهان است
حريفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز يكسان است
سلامت را نمي خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير ، درها بسته ، سرها در گريبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگين
درختان اسكلتهاي بلور آجين
زمين دلمرده ، سقف آسمان كوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

 

                                          - مهدی اخوان ثالث –

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 
 

امروز قصد دارم بحثم رو با تحلیلی که خودم از اوضاع ایران و جهان دارم آغاز کنم!!

 

با یه پازل شروع کنیم!! ببینیم اگه این رو یدادها رو کنار هم بچینیم، چی میشه؟

 

طبق آخرین اظهارات فرماندهان ارتش آمریکا، درگیرهای قومی و تروریستی در عراق و افغانستان به میزان قابل توجهی کم شده. 

 

کنفرانس آنا پلیس در امنیت کامل برگزار شد! حماس فقط 5 تا موشک شلیک کرد به جایی که هیچ خسارتی به بار نیاورد! اگه فقط یه موشک به یه منطقه مسکونی میزد و چند نفر می مردند، بی شک کنفرانس به گند کشیده می شد!

 

دولت آمریکا، همین جورجی کوچولو!!! گزارشی رو که خیلی وقت پیش – لاقل شش ماه پیش -  به دستش رسیده بود رو انتشار داد!! اونهم صحافی شده! گزارشی که قید کرده که ایران تا سال 2003 دنبال بمب اتم بوده و الان بی خیال شده!! خوب اگه این گزارش رو دموکراتها می دادند، قابل تامل بود! الان انتخابات ریاست جمهوریه! ولی خود جورجی این رو، در اختیار رسانه ها قرار داد! یه مدل تشکر کردن از بابت عراق و به سبک آمریکاییش !!!

پریزیدنت دکتر محمود احمدی نژاد گفت این گزارش بزرگترین پیروزی است! حتی از خود انقلاب مهم تره!!

 

کاظم دارابی ! متهم اصلی جنایت میکونس آلمان، بعد از 15 سال از زندان آزاد شدند و به خاک وطن برگشتند تا باز هم به اسلام خدمت کنه، تشکر به سبک آلمانی!!

 

مذاکرات سر پرونده هسته ای ایران، اهمیت و فوریتش رو از دست داد! به نحوی سران 5+1 توافق کردند، مذاکرات رو تلفنی ادامه بدهند! اونهم با حضور معاونان معاونان معاونان .... !!!! وزارت خارجه!! هیچ بعید نمی بینم که پرونده ایران به آژانس برگردونند!!!! تشکر به سبک روسی!!!

 

کانادا قطعنامه ای در باره نقض فاحش حقوق بشر در این مرز پرگهر رو تنظیم کرد و به شورای امنیت برد؛ ولی تا حالا به تصویب کلی نرسیده!!! البته این کار رو به خاطر قتل تبعه شون زهرا کاظمی کرده بودند نه J به خاطر من و شما!!!! تشکر کانادایی!!!

 

بعدش چینی ها اومدند و قرارداد دو میلیارد دلاری!!  رو با حکومت ایران امضا کردند! اگه شرایط بحرانی بود، این کار رو نمی کردند!! اینقدر عقل دارند که سرمایشون رو به خطر نندازند و صد البته تشکر به سبک Jچینی و پیرکس و کریستال و .؟.؟.؟.!!!

البته خدا می دونه چه رانتی ، توسط کدوم بی پدر و مادری خورده شده! این قرار داد که حتی ترسیدند به مجلس ببرنش و  نمایندگان خودشون تصویبش کنند!!! و کامل باجه به چین!!! و خیلی جای حرف داره و ...!!!

خب این چشم بادامی های کمونیست هم حق دارند!!! فقط روسیه نباید از ایران باج بگیره اونهام آدمند!! Jاونهام از انقلاب حق دارند

 

ترکیه هم می خواد قرار داد خط لوله گاز رو با جمهوری اسلامی تصویب نهایی کنه! رو همین حساب دکتر

 قصد دارن شونصدمین مسافرت خارجه شون رو به ترکیه اختصاص بدهند و بگن برادرا ! بیان Jاحمدی نژاد

پیمان اخوت و برادری ببندیم! وگر نه تو نامه این هفته ام به چاه جمکران ، ازتون شکایت می کنم!!! راستی تا یادم نرفته ذکر کنم! تشکر به سبک ترکی!!!

راستی شاید بره ترکیه و بگه برخلاف نظر برخی صاحب نظران من عقیده دارم ترک ها آدم های .... ( اگه یادتون بیاد ، یه بار تو رشت همچین گافی داده بود! البته این یعنی این که ایشون جک می خونه و به جک نویسا میگه صاحب نظر!!! مملکت هم بر اساس نظر همین صاحب نظر ها داره اداره میشه ! هر چند اینترنتش فیلتره! جک های خودش رو نمی بینه!)

 

حالا به قول شادروان ایرج بسطامی

 من مانده ام تنهای تن_____________ها      من مانده ام تنها میان سیل غمها    بقیه شو یاد ندارم!!!

 

 

راستی با معنی تضمین امنیتی آمریکا آشنا هستید که ! یعنی رسانه های مهم غربی! از وضعیت حقوق بشر در  کشور ناقض حقوق بشر، حرفی به میون نیارند و در این موارد مردمشون رو تحریک نکنند و در راستای تغییر اون حکومت بر نیان – زندگی مسالمت آمیز - !! مثه عربستان، مثه حکومت کثیف مصر و مثه کل حاکمان اعراب!! اصلا چه اشکالی داره که غرب دموکراسی خودش رو داشته باشه و شرق دموکراسی دینی خودش رو! مثلا دموکراسی بودائی و ....

 

 

امروز تیتر اخبار رادیو اینها بود!

یکی از آقایون – فکر می کنم رضوی نامی بود – بیان داشتند که : همین هایی که امروز، از دولت خدمت گذار! انتقاد می کنند! در گذشته منتقدان جنگ تحمیلی بودند و درصدد ضربه به نظام اند!! البته باید به وضعیت تورم رسیدگی شود، چون امنیت ملی رو به خطر می اندازد!

بعد ایشون ، یه راهکار جالب ذکر کردند که گفتنش خالی از لطف نیست!! برادر های رزمنده و جانباز باید وارد عرصه شوند و اقتصاد مملکت را نجات دهند!!!

 

حالا یه سوال که برام مطرح شده اینه که : چه جوری می تونند این تورم رو که امنیت ملی رو به خاطر می اندازه!!! به بند 209 اوین برد وزندونی کرد!!

 

دکتر غلام حسین خان الهام! به عنوان سخنگوی دولت اعلام کرد که : نیروی انتظامی به دولت ربطی نداره و دولت مخالف برخی برخورد هایی است که در زمینه امنیت اجتماعی با مردم می شود!!! باید برخورد ها را اصلاح کنند!!

 

البته آقای الهام نفرمودند که این جز تبلغات انتخاباتی دور بعدی ریاست جمهوریست یا نه!!

بازم چند تا سوال ؟ چه جوری میشه برخورد ها رو اصلاح کنند ؟ مثلا

مامور : خواهرم ! چرا حجابتان این چنین است! من را شهوتی کردید!!

خواهر : چشم جناب درست می کنم!!

مامور : خواهرم ما رو سیا نکن، باید با ما یه سر تشریف بیارین اداره تا پدرتان را دربیاریم؟؟؟

 

 

خبر بعدی اینه که سیاست یه بام و دو هوای آقایون به سنگ خورد! البته در فوتبال! اینها فکر کرده بودند که فیفا مثه سازمان ملله که بیانه حقوق بشر رو امضا کنند و بعد هم براش تره خورد ننمایند!!!

 

 

از طرف دیگه باز بانگ دلنواز مرگ بر دیکتاتور در دانشگاه های ایران برخاست.  البته بعضی از دانشجو ها را دستگیر کردند. خبر گزاری دولتی فارس و روزنامه نور چشمی کیهان جرم این افراد را همراه داشتن مشروبات الکلی کتب ذاله و تیرکمان و بمب های دست ساز اعلام کردند!! قول عزیزی، خوب شد نگفتند تو جیب ها شون بازوکا و توپ و تانک و مسلسل  و کلاهک اتمی و هویمای بی تو و .... پیدا کردیم

خدا پشت پناه دانشجو های عزیزمون باشه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 

 

این مدت هر چی زور بالای خودم آوردم بلکه چیزی ننویسم نشد! راستش این محمود جان مگه می گذاره! والا مونده ام تو کار خدا و حکمتش!!! نمی دونم چی بگم! فقط این رو میشه توطئه دشمنان قسم خورده انقلاب، تصور کرد! نامردا می خواهن من رو از خنده، روده بر کنند؛ بلکه من بمیرم!!! اونوقت دیگه پسر کوچولویی نباشه که فریاد بکشه!!!!!

 

چند روز پیش که داشتم اخبار رو گوش می کردم به این خبرها رسیدم!

 

محمود جان که بی خیال هاله نورش شده،  گیر داده به این که  برای رفع مسئله اتمی ایران، تو آمریکا باید انتخابات آزاد و شفاف! برگزار بشه ! و بر و بچ عزیز ... و ....!!! به چگونگی اجرای اون انتخابات، نظارت داشته باشند!!!! مجری صدای آمریکا وقتی این خبر رو گفت ! بی اختیار خنده اش گرفت!

واقعا مسئله اتمی ایران چه ربطی به آزادی مردم امریکا داره؟ اگه ما به فکر کافر های امریکایی باشیم ، پس کی برای سید حسن و مقتدی صدر و حماس و القاعده و .... دل بسوزونه؟؟؟؟

از طرفی این سوال تو ذهن پسر کوچولو ول وول می خوره – منم میخوام مث محمود، ادبیات خاص خودم رو داشته باشم - اگه برادرای ما برن تو اون دیار کفر!! وای !!!!! نه!! اگه برادرا که اینجا یه خانم رو با مانتو و هزار تا درد مرگ دیگه میبینند به هوس می افتند و شب واجب به غسل میشن – نمی دونم املا ش درسته یا نه؟ اصلا هم مهم نیست -  و به همین خاطر خانم های ایرانی رو مجبور کردند، گونی روی سرشون بکشن؛ برن آمریکا، چی کار میکنند!! دیوونه میشن!!! طرف اینجا از صدای کفش خانم، فشار خونش میره بالا و مغزش تعطیل می شه و ...!!! حالا این بابا بره تو آمریکا، هلو های آمریکایی رو ببینه ! جیگر هایی رو که به غیر آرایش و جراحی پلاستیک، کار دیگه بلد نیستند!! همشون لخت!!! اینو من نمی گم خودشون می گن!! پس حواس برادرا کاملا میره به خانما و دشمنان اسلام تو انتخابات تقلب می کنند!! پس بهتره که اصلا نرن آمریکا!!! لاقل وقتی برن که هوا سرده! تا خانمها لباس پوشیده باشند! و کمتر تحریک شن!!!!!

 

بعد وزیر دولت کابینه محمودی، جاسوسهای جدید آمریکایی ها رو که خدا هلاکشون کرد، معرفی کرد؟ این جاسوس دلفین هایی بودند که چند وقت پیش، تو سواحل ایرانی خلیج فارس مرده بودند!!!!

والا ما شنیده بودیم که امریکا پیشرفته است ولی فکر نمی کردیم همچین غولی باشه!!!

فکر کنم منم یه جاسوس آمریکایی رو پیدا کردم! این چند وقته، یه ملخ یه پا افتاده گوشه حیات خونه ی ما! نا مرد خودشو زده به مردن! بی شرف! نگو جاسوس آمریکا بوده!الاغ عوضی!!

البته بزغاله ها – بنا به استناد بر آخرین اظهارات محمود جون – جاسوس آمریکا نیستند! خودیهایی اند که مخالف ایشون باشند اند!!!!!مثه ...اااااا  اصلا چرا همیشه من باید بگم یه دفعه هم شما بگید!؟!؟!

 

 

اگه وقت کردید به این لینکها  یه سر بزنید!!!!!!!!! قول می دم پشیمون نمی شید! به خدا آخره حاله!!!

 

چگونگی استقبال مردم تبریز از محمود

 

یه نظر سنجی جدید راجع به احکئی نزاد!! حتما رای بدید و نتایجش رو نگاه کنید!!

 

نتایج نظر سنجی فوق - تو رو خدا گزینه ده رو بزنید!!!

 

 

از خبرها که بگذریم، هفته بسیج هم که هستش!!! امسال هم که بسیج، پسر خونده سپاه شده! نمی دونید بابا ، چی کار کرده واسه پسر ! همه در و دیوار رو پر شعار کردند!

بسیج عاشق است!!!!!!

بسیج یک امر مهم است!!!!

بسیج مدافع نظام است!!!!

.....

.....

.....

 

حالا سوال من اینه که از نظر شرعی عاشق بودن بسیج مشکلی نداره!!!!!!!!! درست مثله بچه های بسیجی دانشگاه !!! این ها وقتی هم رو می بینند – پسر و دختر – چشماشون به زمینه !!!!!!!!! از طرفی اینها عقیده دارند که مرد از راه چشم تحریک می شه ! عاشق می شه ! و کارای بد بد میکنه و ... ؟حالا این سوال مطرحه که چطوری سر دو ماه، فرت و فرت با هم ازدواج می کنند!!!!!!  اینها که مثلا خانم رو ندیدند و بالعکس!!!!!!

 

 

یکی از شعار هایی که بزرگ به دیوار چسبونده بودند!!! رویه  یه پارچه بزرگ

                                         مخالفت با ولایت فقیه ، تکذیب ائمه است!!!!  

واقعا وحشتناکه، تو تلویزیون و تو اخبار شبکه خبر، برنامه ای بود به اسم همایش میلیونی بسیجی های عاشق!

واسه چند لحظه یه حسینیه رو نشون می داد که پر بود از آدم هایی که  با یه کلاشینکف و ژسه و ....داشتن می گفتن مرگ بر ضد ولایت فقیه!! از اونجا که جدیدا ولایت فقیه، همون ائمه هم هست پس خدا به خیر بگذرونه!! تفنگ افتاده دست جماعتی که پلیس نیستند و  داعیه اسلام رو دارند! قبلا که کمتر تفنگ داشتند! تو کرمان چند نفر و کشتند و ....

خانم دکتر هم شاهکار جدیدشون بود! حالا که زور دارند!  خدا به دادمون برسه !! خدا کمک!!! ائمه کمک!!! من با شما مخالف نیستم ! به خدا!!! اصلا به موضوعات مذهبی کاری ندارم!! به خدا راس می گم! اصلا عادت کردم که راجع به این موارد نه فکر کنم نه نظر بدم و نه روشون ارزش گذاری کنم! امام زمان تو بگو ! من کی با تو مخالفت کردم!!! من فقط آزادی می خوام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! همییییییییییییییین

 

از این موضوع که بگذریم می رسیم به کتک خوردن مجید توکلی! در هتل اوین!  اصلا مهم نیس ! حقشه ! بنا به شعار بالا این نکته مشهوده که ائمه رو تکذیب کرده!! البته کتک خورده!! کتک به معنی واقعی اش!

 

حالا جالب اینه که اتفاقی منصور اسانلو رو کور کردند!!! اجازه درمان هم بهش ندادن! یعنی خدا انتقام ائمه پاکش رو از این نامرد گرفت – شعار فوق یادت نره – این که گفتم نامرد دلیل داره! نه که خیلی ها مث من خودشون رو مرد حساب می کنند! این بیچاره! بر خلاف رسم ما مردا عمل کرده! سکوت نکرده! حقش رو می خواد ! راستی حق یعنی چی!!؟؟؟

 

خدا این ستاره ها رو از شر شیاطین، نجات بده!!

 

اگه به من بگن یه روز یه فیلم از اوین رو نگاه کن یا این فیلم های کثیف آدم خوارها رو! بی شک دومی رو انتخاب می کنم زجرش کمتره.

 

راستی به نظر شما چرا نود و نه دلار از هفت دلار کمتره؟؟؟؟؟؟

 

  محمودی هم جدیدا تاکید کرده که آمریکا قدرت حمله به ایران اسلامی رو نداره ؟!!! جالب اینجاست که همون روزا،  یکی از هواپیما های نظامی شون که از زمان شاه به ارث رسیده و از آمریکا خریداری شده بود، سقوط کرد و ایشون باید به هواپیما های روسی که با هاش نمی شه یه مگس رو سرنگون کرد!!!!! دلخوش کنند!

 

 

 

یه جا تو نت خوندم، تو داستان فردوسی! ضحاک عرب بود و کاوه ایرانی.......! آدمی که حتی به پدرش رحم نکرد! بقیه اش رو خودتون حدس بزنید!

 

 

بارها گفتم که این مردم حقشونه این زندگی ! نگفتم!

این همه که تو این ور اون ور از یانگوم حرف می زنند، آدم رو کفری می کنند!!! من که این سریال ها رو ندیدم! ولی رسما خاک بر سر این مردم! تو مجله می خوندم که آنجلینا جولی هر جا میره واسه فیلم بازی کردند این قدر جمعیت جمع می شه که مجبور می شن با کمک پلیس مردم رو، از اون ناحیه دور کنند!!! حالا الگو این مردم هم شده یانگوم!! فکر کنم اگه یانگوم ایران بیاد استادیوم آزادی پر می شه!!!!!!!!!

نتیجه :  شدیدا دیوونه جولی ام!! به خاطر بزرگواریش! آدمی که با این همه ثروت، به فکر آفریقایی ها و فقیر هاست و بی نهایت هم به افریقا کمک کرده ! این جور ادمها کم اند! نه تنها فا ---ح----شه نیست بلکه یه تار مویه گندیدش به صد تا از مومنه هایی که فقط ادعای دین رو دارند و  همه روزه می بینیم می ارزه!

 

تو مجله خوندم که تعداد پسر ها نسبت به دختران در آسیا فوق العاده زیاد شده! چرا!!! چون این مردمان متممدن!!!! با استفاده از روش هایی تعیین جنسیت جنین! اگه بچه دختر باشه سرش  رو زیر آب میکنند – همون سقط -  واقعا سهم مردم آسیا از تکنولوژی همینهاست!!!! تاسف باره !!!      ولی این جاش جالبه که ! آقایون فردا باید یا از آفریقا دختر وارد کنند یا هر صد مرد با یه زن ازدواج کنند! یا زن ها رو سهمیه بندی کنند!!!! هر زن هر چند دقیقه دسته یکی!!!! رسما خاک بر سر آسیایی ها با این فرهنگ بالاشون!!!!!

 

سرانجام، ناصر حجازی از عنوان سرمربی استقلال به  کمک مربی تنزل پیدا کرد! آدم به این خوبی! حالا که یه نفر پیدا شده بود که حرف دل این حکومت ظالم رو می زد! باید اخراجش می کردند!!! آقا به خبر نگار ها گفته بود :" مگه شما کار و زندگی ندارید که با یه گوشکوب دنبال من راه افتادید" !!!   درسته منظور نداشت ولی ناخواسته، میکروفون خبرنگارها رو که مثل قلمشون مقدسه، به گوشکوب تشبیه کرد!! حالا که برکنار شده حقشه یه جایی تو مجمع تشخیص مصلحت نظام بهش بدهند!!!

یه خبر خوب اینکه ! شیرین خانم عبادی!!! بالاخره دست از سره مردم کشور های دیگه برداشته  و فعالیتی رو شروع کرده در جهت جلوگیری از جنگ!!!!!!!!!!  کارش خیلی مثبته! چون حرفایی رو زده که بقیه قدرت زدنش رو ندارند!!!! با اینکه ازش بدم می اومد، الان تصمیم گرفته ام باش آشتی کنم!!

 

 

نتیجه گیری : خدا سایه محمود عزیز و دوستانش رو از سر این ملت کم نکنه !!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 
خسرو گلسرخی

 

از اونجایی که من بیکارم!!! پس طبیعی است که به فضولی کردن روی بیارم! البته، اینم کاریه واسه خودش!! حالا قصد دارم نتایج جدید ترین فضولی هام رو بگذارم رو نت!!! ایندفعه گیر داده بودم به گلسرخی و به کشفیات جدیدی ، در باره این بنده خدا   رسیدم!!!

 

والا من شنیده بودم که این آقا رو کشتند! ولی نمی دونستم کی و کجا! بعدا که این شعر رو ازش خوندم گفتم حتما به انقلاب اسلامی ما –بازم ناب محمدیش رو فراموش کردم - ، خیانات کرده!! حقش بوده! با حکومت خدا بر زمین که نمی شه درافتاد!!

 

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام

و ساقه های جوانم از ضربه های تبرهاتان زخم دار است

با ریشه چه می کنید؟

گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده اید

پرواز را علامت ممنوع می زنید

با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید؟

گیرم که می کشید

گیرم که می برید

گیرم که می زنید

با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

شعراش واقعا بی نظیره و بیانگر حال ماست! ولی اون مثله من فکر نمی کرده ! طرف مذهبی بوده!

 

تو 1.5 پدرش می میره! با مادرش از رشت میرن قم، خونه بابا بزرگ گرامی! بابا بزرگ آخوند بوده! خسرو خان هم  چند سالی با بابا بزرگ انس می گیره تا اینکه بابابزرگ فوت میشن! میرن تهران! روزنامه نگار مخالف شاه میشه و تو یکی از جلساتی که داشتند  - با دوستاش- توسط ساواک دستگیر می شه! میره اوین!!!!!!

....

تو دادگاه  همه دوستاش اظهار ندامت می کنند و میگن خسرو ما رو اغفال کرده! فقط خسرو  و دوست صمیمیش توبه نمی کنند و هر چی به دهنشون میآد بار دادگاه می کنند!!! بدون اینکه کسی بفهمه تیر باران می شن!

 

 

حالا دیگه نمی دونم چی بگم ! کلی سوال تو ذهنم رژه میرن!!!

 

 خسرو واسه جمهوری اسلامی ما اینهمه تلاش می کرده – که با توجه به بابا بزرگه و تعلیماتش، احتمالش زیاده – یا نه واسه رهایی ایران از دست شاه و آرمان رسیدن به به ایران دموکراتیک؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چرا جمهوری اسلامی از اسم این بزرگ مرد ، استفاده نکرده؟ اونهم تو شرایطی که اینقدر کمبود شعر خوب انقلابی دارند به طوری که مجبورند تو کتاب های مدارس به فاطمه راکعی و خلیل جیران و سهیل محمودی!!! و ایکس و ایگرگ و مرگ و درد و مرض و ... اکتفا کنند!!! لااقل شعراش قشنگ که هست!!!! چرا فکر می کنند بچه های مردم از این اشعار بر داشت ضد انقلابی میکنند؟؟؟؟؟؟؟

.

.

.

با تموم این اراجیفی که سر هم کردم! شاعریست فوق العاده با حال و دوست داشتنی! و من در حدی نیستم که بخوام ازش بد بگم! من برداشت خودم رو از شعراش میکنم!! بدون توجه به اینکه واقعا اون شعر برای چی و کی سروده شده! احتمالا اون هم در آروزیی ایرانی آزاد و آباد بوده!!!!

 

نتیجه گیری اخلاقی : دم شاملو گرم که مخالفتش هم مث بچه آدم بوده!!!!! یعنی هم نظر با ما بوده!!!  اند دموکراسی ام نه!!!!!! مرگ بر هر کی مخالف ماست.................. شوخی کردم!!!

چون راهروهایی رو ترسیم کرده که حضور سایه سهمگین هیولا توش مشهوده!!!!! چون با این که بر تخت عمل بسته شده بود میخواسته فریاد بزنه ! شرف کیهان بوده!!!!!!!!!!!!! ..........

 

 

در پایان هم چند شعر  از گلسرخی که خیلی دوستش دارم – البته با تفسیر خودم از شعراش و با اجازه اش!

 


 چشم مخملي من
شكوه آينده
امروز
اين عشق ماست ، عشق به مردم
بگذار
درفش سرخ
زيبايي ترا بستايم
من كور نيستم
 بايد ترا بستايم مي دانم
 اما كجاست
جاي ديدن تو
وقتي كه هم وطنم بررده
و خاك خوب ترا جراحي مي كنند
بايد كه خاك من
از خون من
بنا گردد
بناي آزادي
بي مرگ و خون
كي ميسر شد ؟
پيكار مي كنم
مي ميرم
 اين است عشق من
مي داني
من ايراني ام

 

 

<><><><><><> 

نه آن كه فكر كني سرد است
كه من
در تهاجم كولاك
كجا تمام هيمه هاي جهان را
انبار كرده ان
در پشت خانه ام
و در تفكر يك باغ آتشم
به تنهايي
من هيمه ام
برادر خوبيم
بشكن مرا
براي اجاق سرد اتاقت
آتشم بزن
من هيمه ام
برادر خوبم

<><><><><><> 

 كه ايستاده به درگاه ... ؟
 آن شال سبز را ز شانه ي خود بردار
 بر گونه هاي تو آيا شيارها
 زخم سياه زمستان است ... ؟
در رزيش مداوم اين برف
 هرگز نديدمت
زخم سياه گونه ي تو
از چيست ؟
 آن شال سبز را ز شانه خود بردار
در چشم من
 هميشه زمستان است

 

 

<><><><><><> 

 

در ميدان هاي سكوت  -  نیست که ببینه الان سر چاراهها اعدام می کنند همه را!! -
 آدم هاي بي دفاعي را
 دار مي زدند
و داروها و آدم هاي آويخته شان
در گاهواره ي مرگ
چون درختي را مي نمودند
كه در انبوهي از سياهي مات فرورفته
 و در بهاري جاوديان زندگاني مي كنند
 و سكوهاي افتخار
 خالي از هر نفر
در لحظه هاي كور
نگاهي سرگردان بود
 و عابري كه پيامي داشت
 و به سوي ميدان سكوت مي شتافت
 خود نيز
 درختي خزان زده شد
 و شاخه هايش را
 ميوه هاي سياه غربت پوشانيد
و چندين لاشخوار
 از چوبه هاي خشك دور دست
 پرواز كردند
 و بر كرسي رنگين نگهبانان نشستند
 و اين نيز خود نمايش را پايان نداد

 

<><><><><><> 

 

در كوچه ها
 حتي اگر هجوم ملخ بود
ما با سپر به كوچه قدم مي گذاشتيم
حالا كه دشمن ما مخفي است
زندان
تمام كوچه هاي خلوت اين شهر

 

 

روحش شاد!!!

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط نوید آزادی  | 
                                                                 http://www1.pic27.com/out.php/i21461_Linebuttom.jpg" style="width: 304px; height: 12px" />